این نوشترو برای تو مینویسم:
برای تو؛
حرفای زیادی داشتم که میخواستم بهت بگم
با هر دلیلی که میشد بهونه بشه اومدم تا حتی برای لحظه ای هم که شده ببینمتو بدونمت
خیلی وقتا آهنگ بودنتو حس کردمو لبریز شدم
چه شبایی که به شوق تو تا خود صبح من بودمو حدیث بیداری
حرفایی بود که میشد از چشمام بخونی ، نخوندی؟؟!!
یه سوال هست که همیشه از خودم میپرسم
اینکه اگه چشمام اونقدر زلال نبود که بشه حرفیو ازش خوند
عکس خودتو چی؟!
اونو که میتونستی ببینی و باور کنی!
باور کنی که هستیو هستم
گرچه ساده ساده
اما پاک پاک
برای اولین بار
قسم به پاکی که هوس نیست احساسم نسبت به تو
و درست به همین دلیله که میخوام یه راز بشه
اینطوری من میدونمو دلو خدای دل
اینطوری نگاه غریبه ها ازش دور میشه
تو چه میدونی گذشتن از هزار هزار نگاه غریبه برای رسیدن چقدر سخته؟!
تو چه میدونی وقتی با این همه شوق بی جواب میمونی چه دردیه؟!
تو چه میدونی بی قراری یعنی چی ؟!
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
بگذار سر به سینه من، تا بگویمت :
اندوه چیست....
من تورو فقط از روی نگاهت دیدم
نگاهی که با تمام نگاهها فرق داشت
من تورو بدون لقبو عنوانو هر چیزی که متعلق به توه دیدم
فقط خودتو خود خودتو
هیچوقت فکر نکردم غریبه ای
تورو دیده بودم انگار خیلی قبلترها !
حالا با توام
با تو ای آشنا
اگه یه روز باورم کردی
بیا؛
بیا که دیده من
به جستجوی تو گر از دری شده نومید
گمان مدار که هرگز
دری دگر زده است
سپیده گر نزده سر بیا بلند اندام
که از سیاهی چشمم
سپیده سر زده است
چرا من و تو هیچ وقت ما نشدیم؟؟؟؟
گل من
گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه
تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه
می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود
با تموم سادگی هاش واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتی و گلدون می خونه برات هنوزم
تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختیت مبارک
اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خشک نباشی
نکنه غصه بیاد و گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات میمیره
گل من نگو که اونجا دل تو برام می گیره
گل من نگو شکستی گلدونت برات بمیره
نکنه لگد شه ساقت زیر پای هر غریبه
ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی آخ داره اشکام میریزه
نمی دونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه