تبليغاتX
عشق یه قتل عَمده -

این نوشترو برای تو مینویسم:

برای تو؛

حرفای زیادی داشتم که میخواستم بهت بگم

با هر دلیلی که میشد بهونه بشه اومدم تا حتی برای لحظه ای هم که شده ببینمتو بدونمت

خیلی وقتا آهنگ بودنتو حس کردمو لبریز شدم

چه شبایی که به شوق تو تا خود صبح من بودمو حدیث بیداری

حرفایی بود که میشد از چشمام بخونی ، نخوندی؟؟!!

یه سوال هست که همیشه از خودم میپرسم

اینکه اگه چشمام اونقدر زلال نبود که بشه حرفیو ازش خوند

عکس خودتو چی؟!

اونو که میتونستی ببینی و باور کنی!

باور کنی که هستیو هستم

گرچه ساده ساده

اما پاک پاک

برای اولین بار

قسم به پاکی که هوس نیست احساسم نسبت به تو

و درست به همین دلیله که میخوام یه راز بشه

اینطوری من میدونمو دلو خدای دل

اینطوری نگاه غریبه ها ازش دور میشه

تو چه میدونی گذشتن از هزار هزار نگاه غریبه برای رسیدن چقدر سخته؟!

تو چه میدونی وقتی با این همه شوق بی جواب میمونی چه دردیه؟!

تو چه میدونی بی قراری یعنی چی ؟!

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

بگذار سر به سینه من، تا بگویمت :

اندوه چیست....

من تورو فقط از روی نگاهت دیدم

نگاهی که با تمام نگاهها فرق داشت

من تورو بدون لقبو عنوانو هر چیزی که متعلق به توه دیدم

فقط خودتو خود خودتو

هیچوقت فکر نکردم غریبه ای

تورو دیده بودم انگار خیلی قبلترها !

حالا با توام

با تو ای آشنا

اگه یه روز باورم کردی

بیا؛

بیا که دیده من

به جستجوی تو گر از دری شده نومید

گمان مدار که هرگز

دری دگر زده است

سپیده گر نزده سر بیا بلند اندام

که از سیاهی چشمم

سپیده سر زده است

 

چرا من و تو هیچ وقت ما نشدیم؟؟؟؟

Click for Full Size View

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 18:52 توسط فاطمه |


a href="ymsgr:sendim?................">
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت