تبليغاتX
عشق یه قتل عَمده - عشق

عشق

گفت عا شقم

می گفت عا شقم , دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم

او رفت , تنها ماند ... زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد

از او پرسيدم از عشق چه می دانی ؟ برايم از عشق بگو

گفت : عشق اتفاق است بايد بنشينی تا بيفتد

گفت:عشق آسودگيست , خيال است ... خيالی خوش

گفت : ماندن است . فرو رفتن در خود است

گفت : خواستن و تملک است , گرفتن است

گفت : عشق سادست , همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود

عشقهای ساده اينجايی و عشقهای نزديک و لحظه ای

گفتم : تو عاشق نبودی و نيستی

گفتم : عشق يک ماجراست , ماجرايی که بايد آن را بسازی

گفتم : عشق درد است درد تولدی نو . عشق تولد است به دست خويشتن

گفتم : عشق رفتن است عبور است , نبودن است

گفتم:عشق جستجوست , نرسيدن است , نداشتن و بخشيدن است

گفتم : عشق درد است , دير است و سخت است

گفتم : عشق زيستن است از نوعی ديگر

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام

گفتم عشق راز است . راز بين من و توست , بر ملا نمی شود و پايان

نمی يابد . مگر به مرگ

آهی سردی کشید

دیگه هیچی نگفت

سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت

 

پ.ن:آآآآآآآآآآآآآآآخ جونمی امتحانام تموم شد

ولی دیگه از این به بعد نمی تونم از زیر کار در برم

اسباب کشی سخت ترین کار دنیاست

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12:57 توسط فاطمه |


a href="ymsgr:sendim?................">
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت